دوشنبه , ۱۵ دی ۱۴۰۴
آخرین مقالات :
خانه » روح الله حسنیان : این میرحسین آن میرحسین نیست

روح الله حسنیان : این میرحسین آن میرحسین نیست

این میرحسین آن میرحسین نیست

 

گفتگو با روح الله حسنیان

 

افکار عمومى روح الله حسینیان را به صراحت و رویگردانى از پرده پوشى مى شناسند، از این روى مصاحبه با او براى هر روزنامه نگارى جذاب و در عرصه سیاسى کشور موج آفرین است.

چندى پیش رسانه ها از حسینیان یک پیش بینى انتخاباتى منتشر کردند که وى بجد خبر از پیروزى قاطع احمدى نژاد در دور اول انتخابات ریاست جمهورى داده بود. این اظهار نظر که محمل بحث ها و گفت وگوهاى فراوانى شد، موجب گردید که منطق این پیش بینى را از او جویا شویم. حسینیان در این گفت وگو با صراحت و اعتماد به نفس همیشگى بر آنچه قبلاً اظهار کرده بود پاى فشرد و دلایل خویش را بر آن ضمیمه نمود. او همچنین قضاوت خود را در خصوص سایر کاندیداهاى مطرح انتخابات پیش رو از جمله میرحسین موسوى ارائه کرد.

 

 

چندى قبل یک پیش بینى انتخاباتى از قول شما منتشر شد با این مضمون که آقاى احمدى نژاد در دور اول انتخابات، با راى قاطع پیروز مى شود.اگر این خبر صحیح است، برآورد شما بر چه اساسى است؟

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. بله اصل خبر درست است و نظر من هم همین است که آقاى احمدى نژاد در دور اول انتخابات با آراى بسیار بالایى به پیروزى خواهد رسید. ادله فراوانى براى این سخن دارم. یکى عملکرد مثبت دولت نهم است. دولت نهم به شکل بسیار عمیق و صحیح، تبعیضى را که توجه به شهرهاى بزرگ کشور به وجود آورده بود، شکست و یک نوع عدالت جغرافیایى را در اقتصاد و توسعه ایجاد کرد. قطعا مردم شهرهاى مختلف، این عملکرد را به خوبى مى بینند و در انتخابات قدردان زحمات دولت نهم خواهند بود.

علاوه بر این، دولت نهم در سیاست خارجى موفق بود. ما فراموش نمى کنیم که در دولت هشتم، عده اى به شدت نگران حمله امریکا بودند و در حال وحشت به سر مى بردند و برخى از کارگزاران ما دست هایشان را بالا گرفته بودند و آماده تسلیم شدن بودند؛ اما سیاست مقتدرانه آقاى احمدى نژاد، نه تنها دشمن را خلع سلاح کرد، بلکه ایشان به دلیل موضع تهاجمى در صحنه بین المللى، به شدت دشمن را در موضع انفعالى قرار داد و بار دیگر عزت و غرور انقلابى ملت ایران را به رخ جهانیان کشید. جوان هاى ما به دلیل اینکه در این دوره، غرور ایرانى و انقلابى خود را به وضوح احساس کرده اند، قطعا در انتخابات به نفع آقاى احمدى نژاد به صحنه خواهند آمد.

گذشته از این، دولت با توجه به اینکه جلوى بسیارى از بى بندوبارى هاى فکرى و عملى را گرفت و با بازخوانى دوران حاکمیت هاى قبلى، بار دیگر گفتمان دینى و ارزش هاى اسلامى را برقرار کرد، مردم مذهبى قدردان آقاى احمدى نژاد خواهند بود و قطعا رویکرد آنان در انتخابات به سوى آقاى احمدى نژاد است.

در مسائل اقتصادى هم با توجه به شعار عدالت محورانه آقاى احمدى نژاد که بسیارى از خانواده هاى مستمند،این را به خوبى درک کرده و در امکانات دولتى سهیم شده اند، قطعا قدر این اقدام را خواهند دانست و ابراز خواهند کرد.

قبل از دولت نهم، گروه حاکم به تدریج به سوى نوعى اشرافیت حرکت مى کرد. آقاى احمدى نژاد مانع از پیشرفت این انحراف شد و بار دیگر حاکمانى از جنس مردم و از میان مردم و مانند مردم حاکمیت یافتند. حاکمیت به خدمت و نوکرى مردم تبدیل و از فاصله بین دولت و ملت کاسته شد. مردم این را به خوبى درک مى کنند، لذا مجموعه عملکردها و آنچه انسان در بیرون مشاهده مى کند و نتایجى که نظرسنجى هاى مختلف نشان مى دهند، بیانگر آن است که ان شاءالله و به لطف خدا،آقاى احمدى نژاد در دور اول با راى قاطعى به پیروزى خواهد رسید.

 

 

علاوه بر منطقى که گفتید آیا این نتیجه گیرى بر اساس استنباط شخصى شما به دست آمده یا مبتنى بر نظرسنجى هاى گوناگون است.

بر مبناى نظرسنجى هاى مختلفى است که سازمان هاى مختلف انجام داده اند و من همه آنها را دیده ام. همه این نظرسنجى ها نشان مى دهند که راى آقاى احمدى نژاد بسیار بالاتر از رقباى اوست.

 

 

مطالبى که فرمودید تقریبا براى همه کسانى که به آقاى احمدى نژاد وفادار مانده اند، روشن است، اما بعضى چهره ها اینگونه تحلیل نمى کنند و حتى اگر شرایط را به همین نحوى که شما مى گویید، ببینند حاضر به گفتن این سخنان نیستند. چه شد که در میان سیاستمداران، شما همچنان با جدیت و قاطعیت از احمدى نژاد حمایت مى کنید، بى آنکه رابطه کارى هم بین شما برقرار باشد.

من نظر خودم را عرض مى کنم، در عین حال که نسبت به قسمت اول سوال شما نظر هم دارم. چیزى که من به آن معتقد هستم این است که همه انسان ها قابل نقد هستند، زیرا همه در معرض اشتباه هستند، اما آن چیزى که باید مبناى ارزیابى ما قرار بگیرد، سمت و سو و جهت یک دولت است. در مورد اشخاص هم همین طور است. اگر سمت و سو و جهت گیرى یک دولت بر مبناى ارزش ها، اسلام، انقلاب و مردم باشد، اشتباهات و لغزش ها قابل پوشش و چشم پوشى اند؛ بنابراین ما نباید بعضى از نقاط ضعف و اشتباهات و لغزش ها را بزرگ و بر اساس آنها تصمیم گیرى کنیم. ما باید بر اساس فرموده قرآن: «کل یعمل على شاکله»، شاکله و چارچوب و سمت و سو را مورد ارزیابى قرار دهیم که در مورد دولت نهم، الحمدلله این سمت و سو، به شدت به سوى ارزش ها و گفتمان انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبرى هم بارها بر این نکته تاکید داشته اند. من خودم یکى از منتقدین جدى دولت بودم و سینه را سپر و از آقاى احمدى نژاد انتقاد صریح کردم، ولى انتقاد و تذکر در مورد بعضى از لغزش ها، دلیل بر این نیست که انسان کلیت و شاکله دولت کریمه اى مثل دولت آقاى احمدى نژاد را نادیده بگیرد.

 

 

شما قبلا بیشتر انتقاد مى کردید، درحالى که سال گذشته بیش از آنچه که انتقاد کنید، حمایت کرده اید. آیا علتش افزایش فشار بر این دولت است؟

البته یک سال نیست. کردان براى وزارت کشور، انتقاد جدى داشتم و جدى هم انتقاد کردم، اما بعد از آن،رفتار و عملى که خلاف باشد، ندیدم که انتقاد کنم. همین حالا هم اگر رفتار خلافى ببینم، قطعا انتقاد خواهم کرد. در آینده هم اگر پیش بیاید همین کار را خواهم کرد. من هیچ وقت به آقاى احمدى نژاد قول نداده ام که انتقاد نمى کنم. علاوه بر این، با توجه به اینکه متاسفانه بسیارى به دنبال تضعیف دولت آقاى احمدى نژاد هستند، در زمانى که این فشارها زیاد مى شود، مصلحت نیست که ما هم موضع گیرى منفى کنیم. به قول مقام معظم رهبرى: «من از همه دولت ها دفاع مى کردم و دولتى را که بدانم مظلوم واقع مى شود، بیشتر دفاع خواهم کرد.» و این سخن، بیانگر فشارهاى مختلفى است که بر آقاى احمدى نژاد وارد مى شود،آن چیزى هم که دارد اتفاق مى افتد، چیزى نیست که قابل انتقاد جدى باشد، چون فشارها زیادند، در چنین موقعیتى ما هم نباید دولت را تضعیف کنیم.

 

 

در مورد آقاى میرحسین موسوى، شما گفته بودید که نفس افتخار ایشان به مشاورت آقاى خاتمى، دلیل بر این است که ایشان را اصولگرا نمى دانید. برخى مى پرسند مبانى صریح اصولگرایى کدامند که مى توان به راحتى کسى را در آن وارد یا از آن خارج کرد و از کجا معلوم که آقاى موسوى با همه رفتارهاى آقاى خاتمى در دوران مسوولیت او، موافق بوده باشد؟

 

ملاک بنده براى اصولگرایى فراتر از استناد من به این جمله است. من با اصل مشاور بودن آقاى موسوى هیچ مشکلى نداشتم، چون ممکن است در یک حکومت بد هم، انسان از کسى مشاوره بگیرد. چیزى که من به آن انتقاد داشتم، افتخار کردن به این مشاوره بود. مشاور، خوب و بد امور را مى گوید و کمک مى کند که انسان راه اشتباه نرود، ولى افتخار کردن به مشاوره، مورد انتقاد است؛ خصوصا اینکه آقاى موسوى در دوران ۸ ساله حاکمیت به اصطلاح اصلاح طلبان که ارزش هاى اصیل انقلاب،این همه مورد حمله قرار گرفتند، مثلاً امام مورد تخطئه قرار گرفت تا جایى که به صراحت در روزنامه هایشان نوشتند که امام باید به موزه تاریخ سپرده شود و حتى امام حسین (ع) و کربلا که همه هستى و ماهیت ما برگرفته از آنها هستند، مورد بى احترامى قرار گرفتند، حتى یک کلمه علیه آن وضعیت سخن نگفت و سکوت اختیار کرد. جایى هم که آمد و اظهارنظر کرد، به نفع مدعیان اصلاح طلبى و به ضرر اصولگرایى بود. من نمى خواهم بگویم در چه موقعیتى آمد و چگونه اصولگرایان را آزرده خاطر کرد، اما اگر لازم باشد خواهم گفت.

نکته دیگر موضع گیرى هاى اخیر ایشان است. ممکن است دولتى با طرح امنیت اجتماعى مخالف باشد و آن را به صلاح کشور و مملکت نداند و بیاید و جلوى این کار را بگیرد. این، حق هر دولتى است که بر اساس آنچه که صلاح مى داند، عمل کند؛اما اینکه این مساله دغدغه خاطر کسى باشد و در میان این همه معضلات، این مقوله در ذهن او اولویت داشته باشد، نشانه موضع ذاتى و ماهیت فکرى اوست. به همین خاطر بنده بر مبناى تعریفى که خودم از اصولگرایى دارم و نه براساس تعریف دیگران،ایشان را اصولگرا نمى دانم و در عمل هم، همین موضوع دارد ثابت مى شود. ملاحظه کنید در ستادهاى انتخاباتى آقاى موسوى چه کسانى دارند فعالیت مى کنند؟ حزب مشارکت! مسوولان حزب مشارکت از مشاورین نزدیک آقاى موسوى هستند و به شدت دارند فعالیت مى کنند. بسیارى از مسائل و مصائب سیاسى و اجتماعى ما در اثر افراط کارى هاى ناشى از حاکمیت حزب مشارکت به وجود آمدند و من به عنوان یک اصولگرا از اینکه این همه تلاش و فعالیت توسط اصلاح طلبان و مشارکتى ها صورت مى گیرد تا آقاى موسوى سر کار بیاید، نگران هستم و از آن بیم دارم که اگر ایشان به قدرت برسد، باز مشارکتى ها همان ضربه هایى را که در فاصله ۸ سال حاکمیت خود به کشور زدند،آغاز کنند و ماجراها و جنجال هاى دیگرى در کشور به وجود بیاید.

 

 

آقاى موسوى در ابتداى فعالیت انتخاباتى با گفتمان امام(ره) وارد صحنه شد اما به نظر مى رسد با شیب ملایمى از آن گفتمان فاصله مى گیرد و از این منظر دچار نوعى تناقض شده است. تحلیل شما از این تضادها چیست؟

در اینجا چند مساله مطرح است؛ یکى اینکه ما بخواهیم از دوران امام(ره) استفاده کنیم. اگر این شیوه واقعا بحق باشد، پس ما از هر کسى که در دوران امام مورد تایید ایشان و صاحب عنوان و مقامى بوده، حق انتقاد نداریم. یا باید بگوییم هر کسى که در زمان امام بوده، مصونیت پیدا کرده، در حالى که ما «عدالت صحابه» را که مورد قبول اهل سنت است، قبول نداریم و آن را نقد مى کنیم و مى گوییم ممکن است صحابه در زمان پیامبر(ص)عدالت داشته باشند، اما بعدها برخى از آنها عدالتشان را از دست بدهند.این نوع تفکر که هر کسى که در آن زمان از یاران امام و مورد تایید ایشان بوده، حالا هم بر ارزش هاى خود باقى مانده، تفکر غلطى است و تاریخ هم نشان داده که بسیارى از افراد در مقطعى به ارزش هایى پایبند هستند و در طول زمان تغییر روش مى دهند و انحراف پیدا مى کنند.

مساله دوم اینکه به اعتقاد من تناقض میان فکر و عمل آقاى موسوى در آن زمان و این زمان، بسیار آشکارند. امام(ره) پایه گذار مکتبى بود که باور داشت ما نه تنها نباید در مقابل دنیا تسلیم شویم، بلکه باید پیوسته در حال تلاش براى صدور تفکرات و ارزش هاى انقلاب باشیم. به قول حضرت امام(ره) ما نه تنها نمى خواهیم این کشور تجزیه شود، بلکه مى خواهیم حکومت واحدى را هم در جهان به وجود بیاوریم. اما وقتى آقاى موسوى سخنرانى آقاى احمدى نژاد را در کنفرانس دوربان، افتضاح مى خواند، این نشانه تغییر تفکر اوست. کنفرانسى که حتى دشمنان آقاى احمدى نژاد هم آن را فتح دیپلماتیک نامیده اند و عنوان پیروزى به آن داده اند و به هنگامى که پیام رئیس جمهور اسلامى ایران به عنوان پیام عدالت جهانى و ضد صهیونیسم و ضد نژادپرستى مطرح و تیتر روزنامه هاى جهان مى شود و همه اذعان دارند که منطق انقلاب اسلامى بار دیگر در جهان طنین انداز شده است، اگر کسى بیاید و این را افتضاح بداند، یا باید بگوییم از سر دشمنى است یا از سر نابخردى. کسى که یک عمل انقلابى جهانى را که این چنین در سراسر جهان تاثیر مى گذارد، افتضاح مى نامد، نشان تناقضاتى است که در ادعاهاى او وجود دارد.

 

 

 

شما در موارد گوناگونى به دولت آقاى احمدى نژاد نقد داشتید که آن نقدها همچنان پابرجا هستند و تغییرى نکرده اند، یکى از آنها نحوه تعامل با روحانیت است. با توجه به اطلاعات و اشرافى که بر این موضوع دارید، آیا دولت تلاشى براى از میان برداشتن این فاصله کرده است؟

ابتدا این توضیح را بدهم که مرجعیت از دولت آقاى احمدى نژاد نگرانى ندارد. مرجعیت چه چیزى را بهتر از حاکمیت ارزش هاى دینى مى خواست؟ مرجعیت از حکومت چه انتظارى جز این داشت که بر ارزش هایى چون استکبارستیزى و مبارزه با صهیونیسم تکیه جدى کند. قطعا مرجعیت اینها را نادیده نمى گیرد و براى اینها ارزش قائل است. حالا ممکن است انتقاداتى هم داشته باشد و این طبیعى است و قطعا باید جایگاه خاصى براى انتقادات مرجعیت قائل شد؛ مرجعیتى که یک وقتى براى یک روز تعطیلى شهادت حضرت زهرا(ع) از دولت قدردانى مى کرد، وقتى دولتى را مى بیند که در راستاى تحقق هر چه بیشتر اهداف اسلام گام برمى دارد، قطعا قدردان تر است. بنابراین اصل اینکه عده اى سعى دارند چنین القا کنند که بین دولت و مرجعیت، شکاف وجود دارد، به نظر من قبل از آنکه جفا به دولت باشد، جفا به مرجعیت است، یعنى ما با چنین موضع گیرى اى، مرجعیت را تا بدین پایه پایین مى آوریم که حب و بغضى در حد مسائل جزیى دارد. تاریخ نشان داده است که مرجعیت ما الحمدلله بسیار عمیق تر از دیگر نهادها درباره مسائل مى اندیشد. اخیرا هم اقداماتى شده و هیاتى از روحانیون مورد قبول حوزه و دولت انتخاب و روابطى برقرار شده که امیدوارم در دور بعد هم، این روابط، گرم تر، صمیمانه تر و عمیق تر برقرار و پیوند بین دولت و مرجعیت، جدى تر شود.

 

 

فکر مى کنید مشکلاتى که الان از جنبه اقتصادى و فرهنگى در جامعه وجود دارند، با ادامه دولت آقاى احمدى نژاد در دوره بعد، کاسته مى شوند؟ چون به هر حال دغدغه اصلى اصولگرایان و علاقه مندان به انقلاب، بیش از آنکه مخالف خوانى هاى افراد بى تاثیر در جامعه باشد، وضعیت کلى نظام و انقلاب در میان مردم و جامعه است. تصور مى کنید وضعیت جامعه در صورت تداوم دولت آقاى احمدى نژاد به چه سمتى خواهد رفت؟

به نظرم کارهایى که آقاى احمدى نژاد شروع کرده است، اگر یک دوره دیگر هم ادامه پیدا کند، بسیارى از مشکلات مردم حل خواهد شد. البته مشکلات اقتصادى، مشکلات جدى و فراوانى هستند. شما نگاه کنید الان در دنیا و در امریکا و اروپا با وجود آن همه متخصص، امکانات و ابزار، چگونه در برابر شرایط اقتصادى به وجود آمده تسلیم شده اند و نمى توانند کارى کنند. مشکلات اقتصادى به گونه اى هستند که ما مى توانیم تلاش کنیم تا اوضاع را به سوى بهبود پیش ببریم، ولى اینکه هیچ مشکلى نداشته باشیم، ممکن نیست. از جنبه نفوذ و ثبات انقلاب چنین به نظر مى رسد که هیچ گاه کشور به این جایگاه نرسیده بود. آن فاصله اى که قبلا بین مسوولان و مردم وجود داشت، به قدرى کم شده که انسان احساس مى کند مردم به مسوولان خود اعتماد زیادى دارند و دیگر آن ذهنیت ها وجود ندارد. مردم مى دانند که مسوولان دارند شب و روز زحمت مى کشند، خودشان به فکر ثروت اندوزى و ولخرجى و زندگى پر زرق و برق نیستند، ساده زیست هستند. شاید به عنوان نمونه بتوانم به راه پیمایى ۲۲ بهمن پارسال اشاره کنم که واقعا در طول این چند سال، هم از نظر کثرت و هم کیفیت جمعیت نظیر نداشت. در این راه پیمایى، اقشار مختلفى شرکت داشتند که کسى از آنها انتظار چنین حضورى را نداشت و این نشان مى داد که ذهنیتشان نسبت به حاکمیت تغییر پیدا کرده است و این از آثار دولت آقاى احمدى نژاد است که توانسته آن ذهنیت هاى منفى را تغییر بدهد.

پیروزى هاى علمى و سیاسى دولت آقاى احمدى نژاد و کمتر شدن مشکلات اقتصادى مردم به یک طرف،از همه مهم تر آن فاصله اى را که مردم بین خودشان و دولت احساس مى کردند، حالا کمتر احساس مى کنند. یکى از ایرادهایى که به آقاى احمدى نژاد مى گیرند این است که چرا از متخصصین استفاده نمى کند. حقیقتا جامعه داشت به سمت و سویى مى رفت که گروهى از نخبگان مى خواستند مادام العمر بر کشور حکومت کنند. آقاى احمدى نژاد این هژمونى را شکست و اجازه داد بسیارى از دانشگاهیان و بسیارى از افراد طبقات عادى که هیچ امیدى به حکومت نداشتند، وارد این عرصه شوند. اینها ممکن است تجربه کمترى داشته باشند، اما حضورشان ارزشمندتر از هژمونى حاکم بود. شکسته شدن این هژمونى باعث شد که اقشار مختلفى به مشارکت در حکومت، از خود تمایل نشان دادند و از این رو دولت آقاى احمدى نژاد در ایجاد ثبات حکومت و نظام نقش بسیار مؤثرى داشته و خواهد داشت و در آینده هم خودش را بیشتر نشان خواهد داد.

 

 

بخشى از دغدغه هاى دلسوزان نظام به مساله فرهنگ مربوط مى شود. گفته مى شود دولت آقاى احمدى نژاد فقط در جنبه سلبى حرکت کرده، جلوى برخى از مفاسد فکرى و مظاهر انحراف فرهنگى را گرفته، بسیار مراقب بوده که افراد ناباب وارد عرصه فرهنگ نشوند، ولى از جنبه اثباتى، ما تولید فرهنگى نداریم و صرفا داریم منع ایجاد مى کنیم، در حالى که به موازات آن و حتى بیشتر باید براى دادن خوراک فکرى به جامعه، بسترسازى کنیم.

خود من انتقاداتى نسبت به کمبود فعالیت هاى اثباتى فرهنگى دارم، ولى شما فقط یک کار آقاى احمدى نژاد را در نظر بگیرید. بنده به عنوان نماینده مجلس که عضو کمیسیون تلفیق و کمیسیون فرهنگ بودم، ملاحظه کرده ام که بودجه سازمان ها و نهادهاى فرهنگى چندین برابر شده و به همین دلیل توانستند در چند سال گذشته و مخصوصا پارسال مانورى بدهند و در سال جارى بهتر هم خواهد شد. این اقدام، عمل بسیار شایسته اى بود و نباید تاثیر آن را نادیده بگیریم. حال اگر نهادهاى فرهنگى توانایى هاى خود را به اثبات نرسانده اند و کارى را که از آنها انتظار مى رفت، انجام نداده اند، باید غیر از دولت آقاى احمدى نژاد، از نهادهاى فرهنگى هم انتقاد کرد. نتیجه کارهاى آموزشى، تربیتى، تحقیقاتى، پژوهشى و امثالهم، دیرتر معلوم مى شود، ولى بنده امیدوارم کارهایى که آقاى احمدى نژاد در این زمینه ها انجام و بودجه هایى که به این اختصاص داده، به زودى خودشان را نشان خواهند داد. آقاى احمدى نژاد نسبت به فرهنگ خدمات بسیار مثبت و ارزنده اى کرده است.

 

 

یکى دیگر از دغدغه هاى مطرح در حوزه سیاسى بحث ایجاد تعامل با منتقدان فرهنگى و سیاسى است. گفته مى شود که دولت به این مساله بى اعتناست. به نظر شما دولت باید در جذب بعضى از نخبگان فرهنگى و سیاسى در پیش بگیرد و آیا ادامه وضعیت فعلى به صلاح هست؟

من اعتقاد ندارم که باید به نخبگان بى اعتماد و بى اعتنا بود و قطعا باید تجدیدنظرى در این زمینه بشود، خصوصا اینکه آقاى احمدى نژاد، شعار مهرورزى را یکى از شعارهاى محورى خود اعلام کرده بود که گرچه در جنبه مردمى آن، تحقق پیدا کرد، اما در مورد نخبگان محقق نشد و در این مورد باید تجدیدنظرى بشود. با این همه به نظر من بسیارى از دیگراندیشان یا کسانى که با حکومت رابطه اى نداشتند و یا حتى ذهنیت منفى نسبت به انقلاب داشتند، از جمله بخش زیادى از ایرانیان خارج از کشور که به دلیل ناکار آمدى بعضى از بخش هاى حکومت، مهاجرت کردند، جذب نقش آفرینى مثبت این دولت شده اند. مى بینیم استقبال هایى که در خارج از کشور از آقاى احمدى نژاد مى شود، سابقه نداشته و انسان تعجب مى کند که آقاى احمدى نژاد به عنوان یک اصولگراى به قول خارجى ها افراطى و بنیادگرا، چطور این جور مورد استقبال ایرانیان خارج از کشور قرار مى گیرد. این نشانه آن است که عملکرد آقاى احمدى نژاد توانسته این طیف را جذب کند. بعضى از آنها که در کنگره ایرانیان خارج از کشور با من تماس گرفتند، گفتند هر نوع کمکى که از نظر مالى، سیاسى و امکانات از دست ما برمى آید، در خدمت هستیم و من بسیار تعجب کردم تیپ هایى که از نظر ما در این خط نبودند، مى خواستند به آقاى احمدى نژاد کمک کنند. این نشان مى دهد عملکرد دولت این جاذبه را ایجاد کرده است. متاسفانه بسیارى از نخبگان، خودشان را ملاک قرار مى دهند. اگر آقاى احمدى نژاد از من دعوت به کار کرد و برایم سلام وصلوات فرستاد، مى گویم احسنت! و اگر نکرد، انواع و اقسام انتقادات را بر ایشان وارد مى کنم.آقاى احمدى نژاد مگر در مجموع بیشتر از بیست تا وزیر و چند مشاور مى خواهد؟ عده اى از ما که مدعى هستیم، سخن اصلى مان این است که چرا ایشان، مرا وزیر نکرد؟بسیارى از این انتقادات ریشه در این دارد که چرا وى مرا تحویل نگرفته و مخالفتشان، در واقع نوعى مخالفت شخصى است و منتقد رفتار ایشان با خودشان هستند، نه عملکردهاى وى.واقعیت این است که وى نگاه خاصى به خواص دارد که باید حتماً در آن تجدید نظر کند و ان شاءالله که در چهار سال آینده، این کار را خواهد کردو با احترامى، دعوتى و ملاطفتى، سعى خواهد کرد از اینها براى خود، دشمن نسازد. به نظر من این انتقاد به آقاى احمدى نژاد وارد است و چند مرتبه هم که خدمت ایشان بوده ام، این نکته را تذکر داده ام. الان هم امیدوارم که در آینده در این نحوه برخورد تجدید نظر کنند.

 

 

شما تا کنون از پذیرفتن نقشى اجرایى در دولت اجتناب کرده اید. براى اینکه این حمایت ها شائبه ایجاد نکند. بفرمایید که در آینده قصد دارید پستى را قبول کنید؟

اولاً من نماینده مردم هستم و افتخارى هم بالاتر از نمایندگى مردم نیست و دوست هم ندارم مردمى را که زحمت کشیده و پاى صندوق هاى راى آمده و به من راى داده اند رها کنم و کار دیگرى را انجام بدهم. از این گذشته، حضور من در مجلس بیشتر به نفع دولت خواهد بود تا عضویت من در هیئت دولت. از لحاظ روحى هم در شرایطى نیستم که کار اجرایى را به عهده بگیرم و دارم به سوى دوران بازنشستگى مى روم. ما باید به تدریج کنار برویم و کارها را به نسل جوانى که بهتر از ما هستند و تجربه و علم بیشترى هم دارند، واگذار کنیم. البته مى توانیم در انتقال تجربیات کمک کنیم و شاید توقعمان هم این باشد که از تجربیات ما استفاده کنند، اما دیگر از ما گذشته که انتظار پست و مقامى را داشته باشیم.

 

 

شما بیشتر رئیس مرکز اسناد هستید یا نماینده مردم؟

بیشتر تلاش مى کنم کار نمایندگى را که از لحاظ شرعى و قانونى پذیرفته ام، انجام بدهم، ولى دلم در گرو مرکز اسناد است.(با خنده)