دوشنبه , ۱۵ دی ۱۴۰۴
آخرین مقالات :
خانه » دکتر محمد صادق کوشکی – ما و جنبش سبز

دکتر محمد صادق کوشکی – ما و جنبش سبز

ما و جنبش سبز

 

دکتر کوشکی

 

جنبش سبز قبل از آنکه ساخته و پرداخته ی آمریکا، انگلیس، جین شارپ، سورس و یا بی بی سی فارسی باشد زاییده ی اهمال کاریها، ناکارآمدی ها، ندانم کاری ها و برخوردهای نسنجیده ی جبههی خودی است! هر چند باور این ادعا در ابتدا دشوار می نماید اما ملاحظه ی دلائل زیر این ادعا را پذیرفتنی می سازد :

 

۱- اگر در روزهای قبل از انتخابات توصیه های جدی رهبری نظام در خصوص اهمیت مشارکت حداکثری و اولویت آن، (در برابر آنانی که اولویتشان انتخاب فردی خاص بود!) صلاحیت ۴ نامزد موجود و صالح بودن آنها و خودداری از تخریب رقبا و بسنده کردن به ذکر ویژگی های مثبت نامزد مطلوب از سوی طرفداران نامزدها جدی گرفته می شد، اگر نیروهای جبهه ی خودی و مدعی اصول گرایی به جای تخریب موسوی و انگ و اتهام زدن به او و هوادارانش و تلاش برای پیدا کردن بهانه برای حذف یا له کردن او، سرمان به کارخودمان گرم بود و توصیه ی رهبری را جدی می گرفتیم و موسوی و یارانش را اپوزیسیون، ضد ولایت، دجال و منافق نمی نامیدیم تنور حامیان موسوی گرم نمی شد! موسوی چهره ای گمنام و ناشناخته در میان اکثریت جامعه بود که به برکت تخریب های نیروهای خودی یک شبه به چهره ای مشهور و مهم تبدیل شد! (همان گونه که تخریب ها خاتمی را خاتمی کرد!).

 

۲- موج سبز قبل وبیش از آن که بنا به محبت موسوی و حامیانش پدید آید بر اساس بغض بخش هایی از جامعه نسبت به عملکرد و ناکارآمدی مدعیان اصول گرایی و دولت نهم شکل گرفت! وقتی بدون اغراق می توان ادعا کرد جمعیت انبوهی که در ۲۵ خرداد ۸۸ فاصله” انقلاب” تا “آزادی” را پر کرد، بیش از آن که محب موسوی و موج سبز باشند، مخالف احمدی نژاد و مدعیان اصول گرایی و جناح موسوم به راست بودند!

 

۳-موج سبز نه در قد و قواره ای بود که کودتای مخملی راه بیاندازد و نه توان و عرضه ی آن را داشت که دست به براندازی بزند! اما این نیروهای خودی و مدعی اصول گرایی بودند که با تکرار ادعای ناپخته ی کودتای مخملین (از روزهای قبل از انتخابات تا پس از آن!) به موج سبز جرأت و جسارت ورود به عرصه ی خیابان ها و رقصیدن علنی به ساز بی بی سی و صدای آمریکا را بخشیدند!

 

۴-موج سبز جنازه ای است که در حین تولد وفات کرده و اگر تا امروز زنده می نماید به برکت یادآوری های ماست! روزی نبوده که مطبوعات و رسانه ها و شخصیت های اصولگرا نامی از موج سبز و رهبران آن نبرند و در کعب این جنازه ندمند! جنازه ای که با دم وقت نشناس برخی اصولگرایان هنوز زنده می نماید!

 

۵- شک نکنید کسانی که بیشتر از همه از حمله به موج سبز خوشحال می شوند رهبران این موجند! این عده از آن جا که بهره ای از واقعیت ندارند و ساخته و پرداخته ی رسانه اند آرزو دارند در اخبار روزانه نامی و یادی از آن ها به میان بیاید! چه خیر و چه شر! اگر یاد و نام این جماعت از رسانه های خودی محو شود ناقوس مرگ این جنبش مجازی نواخته خواهد شد! حکایت موج سبز حکایت گرد و خاک است که با فرو نشستن باد و طوفان اثری از هیمنه و فراگیری گرد وغبار باقی نخواهد ماند! و البته حملات و تهاجمات جبهه ی خودی ( اعم از رسانه ای و…) مانند بادی است که گرد و خاک را به هوا بلند می کند و اگر وزش این باد متوقف شود دیگر غباری وجود نخواهد داشت!

 

۶- نه موسوی ونه کروبی و نه هیچ فرد دیگر در حد و اندازهای نبودند که توان بسیج مردمی و رهبری و شورش بر ضد نظام را داشته باشند! هنوز هم نیستند! این دو آدم های ساده لوح و قابل ترحمند که بازی سیاست بازان و قدرت طلبان حرفه ای را خورده اند و اگر امروز به شخصیت هایی مشهور در سطح جامعه ی ایرانی و حتی بین الملی تبدیل شده اند بایستی به عملکرد کسانی ایراد گرفت که این دو را در حد و اندازه ی دشمنان و مخالفان نظام بالا بردهاند! (با توجه به این حقیقت که دشمن واقعی و اصلی نظام استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی هستند و معرفی کردن افرادی مانند موسوی و یا کروبی به عنوان دشمن نظام پایین آ وردن شأن نظام محسوب می شود!) .

 

۷- بهترین شیوه ی مقابله با موج سبز فراموش کردن آن است! موج سبز حبابی است که با آرام گرفتن رودخانه ی انقلاب خواهد ترکید و هیچ اثری از آن بر جا نخواهد ماند! بدون تردید فقط آدم های بیکار به جنگ با حباب خواهند پرداخت! الباطل یموت بترک ذکره!

 

۸- امروز نظام و انقلاب بیش از همیشه به آرامش نیاز دارد! آرامشی که زمینه ساز تولید علم، عدالتخواهی، نوآوری و شکوفایی خلاقیت ها و تلاش برای حل مشکلات جامعه خواهد بود! یادمان باشد که انگشت اشاره رهبری بر خلاف بعضی ها به جای جنبش سبز و نابودی آن، تلاش برای تولید علم، عدالتخواهی، صدور ارزش های انقلاب، ترویج تفکر دینی و گسترش اسلام خواهی را نشانه رفته است، و آزمون بزرگ مدعیان اصول گرایی در این جاست که آیا پیروی از رهبری نظام را بر خواهند گزید و یا همچنان مقلد عقل ناقص خود خواهند ماند!