دوشنبه , ۱۵ دی ۱۴۰۴
آخرین مقالات :
خانه » حجت‌آلاسلام خسروپناه – عوامل خط مقدم حوادث فتنه ۸۸

حجت‌آلاسلام خسروپناه – عوامل خط مقدم حوادث فتنه ۸۸

عوامل خط مقدم حوادث اخیر به دنبال انقلاب مخملی بودند

 

حجت‌الاسلام عبد‌الحسین خسروپناه در همایش “اندیشه‌ای در سرازیری ” دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران اظهار داشت:‌ بحث علوم انسانی یکی از مظلوم‌ترین مباحث در جامعه علمی کشور است که در سال‌های اخیر نه تنها تحولی در آن رخ نداده بلکه یک سیر قهقرایی را طی کرده است در حالی که اکنون در آمریکا ۴ هزار قطب علمی وجود دارد و ۲ هزار و ۵۰۰ قطب آن در زمینه علوم انسانی فعالیت می‌کند اما در ایران تنها ۳تا ۴ قطب علمی در رشته‌های انسانی فعال هستند و بر اساس یکی از گزارشات این تعداد می‌تواند تا ۲۰ مورد نیز افزایش یابد.

وی افزود: علوم انسانی به افعال مختلف انسان می‌پردازد که در آن افعال جمعی و فردی، ارادی و غیرارادی و حتی فکری و ذهنی مورد بحث قرار می‌گیرد.

مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علوم انسانی بسیار گسترده است، ادامه داد: یک دسته از علوم انسانی در حوزه ادبی فعال هستند، دسته دیگر در مباحث عقلی و فلسفی فعالیت می‌کند، دسته سوم در مورد علوم شهودی و عرفانی مباحثه می‌کنند و دسته چهارم که در اینجا مدنظر ما قرار دارند، به علوم انسانی تجربی اختصاص دارند.

حجت‌الاسلام خسروپناه علوم انسانی تجربی را در دو شاخه مختلف دانست و گفت: در برخی از علوم جنبه تئوری‌سازی قوی‌تر از مصرف‌کنندگی است اما در دسته دوم خلاف این مسئله مشاهده می‌شود که در علوم انسانی تئوری‌ساز مواردی مانند روانشناسی، علوم تربیتی و بخصوص علوم سیاسی برجسته هستند.

وی با اشاره به اینکه منشاء برخی از تجمع‌ها و تحصن‌ها یک اندیشه سیاسی است، خاطرنشان کرد: مهمترین دلیل اینکه علوم انسانی پیشرفت نمی‌کند این است که پیرامون روش‌شناسی آن مطالعه‌ای انجام نمی‌شود چون اگر به روش‌های مختلف به درستی توجه شود می‌تواند منشاء تولید تئوری‌های میدانی خوبی باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه جایگاه اصلی بحث علوم انسانی روش‌شناسی آن است، یادآور شد: روش‌شناسی عقبه علوم انسانی را تشکیل می‌دهد، یک زمانی پوزیتیویست‌ها از روش‌های رفتارگرایی استفاده می‌کردند که تجربی بود که در آن دو مدل اثبات‌گرایی و ابطال‌گرایی مدنظر بود، اما به مرور این روش کنار زده شد و روش کارکردگرایی مدنظر قرار گرفت، بعد از آن روش جامعه‌شناسانه و تاریخ‌گرایانه مدنظر بود که این روش‌ها همگی در تاریخ مدرن مطرح بودند اما در تاریخ پسامدرن روش‌های دیگری جایگزین آن شدند که در دو دهه اخیر انقلاب ما نیز بسیار تاثیرگذار بودند.

حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه اظهار داشت: یک سری افراد اجرایی داریم که حرکات ظاهری در تائید یا نقد نظام انجام می‌دهند اما این حرکات ظاهری یک عقبه تئوریک دارند که آن تئوریک‌ها برگرفته از روش‌های پسامدرن است.

وی افزود: یکی از این روش‌ها مدل تفهمی یا هرمنوتیک است که به هیچ وجه عالم علوم انسانی در آن به دنبال مطالعه پدیده‌ها بر اساس پیش‌فرض‌های واقعی نیست بلکه همه چیز را بر اساس پیش‌فرض‌های خود و با عینک خود مطالعه می‌کند. یعنی در این روش همه چیز را آنچنان که هست نمی‌بیند و اینکه پیش‌فرض‌های مطرح از کجا آمده‌اند یک بحث مجزا است بنابر این تفسیرهای مختلفی از حوادث به دست می‌دهد.

مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روش گفتمانی را روش دیگر در این مبحث خواند و اضافه کرد: افرادی مثل فوکو تبارشناسی ودیرینه شناسی را مطرح کردند و یا افراد دیگری روش شالوده‌گرایی را مطرح کردند اما آنچه مهم است این بود که تمام روش‌های پسامدرن در علوم انسانی نیم قرن اخیر مبتنی بر نسبی‌گرایی معرفت هستند.

حجت‌الاسلام خسروپناه اعتقاد به خردباوری، تفوق عقل و احساس، ضد نسبی‌گرایی در شناخت، اعتقاد به اومانیسم و اعتقاد به واقع‌نمایی علوم را از مهمترین شاخصه‌های مدرنیته دانست و گفت: در مقابل این نگاه خرد گریزی، تفوق تخیل و احساس بر عقل، نسبی‌گرایی در شناخت، نفی معیار معرفت، نفی انسان‌ محوری و نفی واقع‌نمایی علوم از شاخصه‌های مهم روش‌های پسامدرن هستند اما وجه اشتراک هر دوی آنها سکولاریسم است.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: برخی تئوری‌پردازان جامعه ما از روش‌شناسی‌های ذکر شده استفاده کردند و اینگونه ادعا کردند که بدون اینکه امام و اسلام را حذف کنیم، می‌خواهیم گفتمانی در برابر گفتمان سال ۵۷ ایجاد کنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه حرکت اصلاحات در سال ۷۶ را بازتاب یکی از همین تئوری‌ها خواند و افزود: این آقایان گفتند که ما از تئوری گفتمانی استفاده می‌کنیم یعنی یک منظومه می‌سازیم که یک عنصر محوری دارد و سایر عناصر پیرامونی در اساس همان عنصر تعریف می‌شوند.

حجت‌الاسلام خسروپناه ادامه داد: آنها می‌گفتند امام گفتمانی را با استفاده از چندین مولفه ایجاد کرد که برخی از این مولفه‌ها از تجدد گرفته شده و برخی نیز از سنت اسلامی برداشت شده است مثلا جمهوریت، آزادی و مردم را از دنیای مدرن و روحانیت، ولایت،‌فقه را از سنت اسلام برداشت کرده است و از مجموعه آنها منظومه‌ای را ساخته که گفتمان سال ۵۷ را ایجاد کرد.

وی با بیان اینکه به اعتقاد آن افراد این گفتمان تا رحلت امام خمینی (ره) ادامه داشت: تصریح کرد: از آغاز رهبری مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی این گفتمان دچار تغییراتی شد یعنی در دولت هاشمی این مولفه‌ها مطرح بود اما تفاوت در این مسئله بود که عنصر اصلی که در گفتمان امام مطرح بود و سایر عناصر نیز بر اساس این عنصر اصلی که اسلام جامع‌نگر بود تعریف می‌شد در این گفتمان جدید تغییر کرده بود.

مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سازندگی را عنصر مرکزی این گفتمان از سال ۶۸ خواند و اضافه کرد: از این زمان سایر عناصر بر اساس سازندگی تعریف می‌شدند یعنی در دولت هاشمی توسعه سیاسی مطرح نبود و حتی بعضا با آن مخالفت نیز می‌شد. حتی در آن زمان فقه نیز در گفتمان دولت هاشمی یک عنصر حاشیه‌ای بود یعنی هر جا که فقیه شیعی مانع مدل سازندگی می شد، باید آن را کمرنگ می‌کردند و مدل اجتهاد هاشمی بامدل اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها فرق می‌کند.

حجت‌الاسلام خسروپناه با بیان اینکه در این گفتمان توسعه اقتصادی شبه‌لیبرالیستی عنصر مرکزی بود، خاطرنشان کرد: بر همین اساس عدالت و ارزش‌ها در حاشیه قرار گرفتند و باید با مدل توسعه اقتصادی شبه‌لیبرالیستی معنا می‌شدند ولو اینکه فاصله طبقاتی در کشور ایجاد می‌شده است.

وی با تاکید بر اینکه مدل فرهنگی و اقتصادی و همه عرصه‌ها با همان نگاه لیبرالیستی تفسیر می‌شد، ادامه داد: در حالی که مقام معظم رهبری همواره بر تقدم عدالت بر توسعه تاکید می‌کردند اما هاشمی رفسنجانی بارها در نماز جمعه به تقدم توسعه بر سایر امور که در عمل همان توسعه اقتصادی شبه‌لیبرالیستی تاکید می‌کرد و بر آن اعتقاد داشت.

این استاد دانشگاه و حوزه در ادامه درباره جریان اصلاح‌طلب اشاره کرد و گفت:‌ در گفتمان اصلاح طلبان، سکولاریسم عنصر مرکزی بود که با آن توسعه سیاسی،‌آزادی و اصلاح‌طلبی معنای خاص خود را پیدا می‌کند.

حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه تاکید کرد: این مورد به معنی نفی اسلام نبود بلکه به این معنی بود که در این گفتمان اسلام گزینش‌گر مد نظر قرار گرفت که برخلاف اسلام جامع‌نگر امام خمینی (ره) بود و بر همین اساس برخی واژه‌ها مانند عدالت حذف و یا بر اساس همان نگاه سکولاریستی تعریف می‌شد.

وی افزود: این حرکت‌ها سبب شد که عده‌ای بگویند مجددا می‌خواهیم گفتمان امام را احیا کنیم و بر همین اساس جریان اصولگرایی شکل گرفت که در آن عنصر مرکزی همان اسلام جامع‌نگر بود و عناصر جانبی آن تهاجم فرهنگی، ارزش‌ها،عدالت و توسعه همه جانبه بودند.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه اصلاح‌طلبان می‌گویند می‌خواهیم امام را احیا کنیم تصریح کرد: برخلاف این ادعا آنها امام را در قالب گفتمان خود تفسیر می‌کنند و به همین دلیل اصولگراها به اصلاح‌طلبان می‌گویند که آن امامی را که شما معرفی می‌کنید ما قبول نداریم.

حجت‌آلاسلام خسروپناه با تاکید بر اینکه امام اندیشه خود را با سوسیالیسم و لیبرالیسم هماهنگ نکرده بود ادامه داد: اندیشه امام برگرفته از اسلام ناب بود و اسلام جامع‌نگری که در گفتمان امام مطرح می‌شود از قرآن و سنت برداشت شده بود و بر همین اساس امام خمینی (ره) را نمی‌توان در نظام مدرنیته یا پسامدرن تعریف کرد و این نوعی خیانت به امام است.

وی با طرح این سوال اگر امام زنده بود حرکات براندازانه کردند چگونه برخورد می‌کرد؟ یادآور شد: یقینا ایشان با استفاده از تفکرات اسلامی خود همانند ماجرای منتظری برخورد می‌کردند که حرمت فقاهت را حفظ کرده اما وی را از کشورداری عزل کردند البته سکوت مقام معظم رهبری را در این مورد را بنده به همان جمله معروف “استخوان در گلو و خار در چشم ” ‌تعبیر می‌کنند.

مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه تمام افرادی که ادعای شاگردی امام را دارنداکنون حرفهایی را مطرح می‌کنند که زائیده گفتمان اصلاح‌طلبی با عنصر مرکزی سکولاریسم است، تصریح کرد: برخی با پیش‌فرض‌های خود سخنان امام را تفسیر می‌کنند چون معتقد به روش هرمنوتیک هستند که مبتنی بر نسبی‌گرایی است.

حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه خطاب به موسوی،‌کروبی و هاشمی رفسنجانی گفت: آیا توجه دارید که این مباحثی که مطرح می‌کنید چیزی جز فراموشی و زوال شهدا را در پی ندارد و همه ارزش‌ها را از بین می‌برد.

وی افزود: روش‌های علوم انسانی که بسیاری از سیاستمداران استفاده می‌کننند همان روش هرمنوتیک است اما خودشان هم نمی‌دانند و بر اساس همین تئوری‌های پسامدرن برخی اقدامات را انجام می‌دهندو برخی بیانیه‌ها را می‌نویسند که منجر به حرکت‌های اجتماعی می‌شود در حالی که مردم از عقبه تئوریک آن اطلاعی ندارند.

این استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه اکنون باید پیشینه انقلابی افراد را کنار گذاشت و به پیش‌فرض‌ ذهنی آنها آگاه شد افزود: ای کاش کسانی که متاثر از روش هرمنوتیک، دیرینه‌گرایی، ساختار گرایی و .. هستند این روش‌ها را به صورت علمی می‌پذیرفتند نه به صورت تقلیدی.

حجت‌الاسلام خسروپناه در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در خصوص اعتقاد موسوی به تئوری‌های پسامدرن اظهار داشت: بعیدمی‌دانم وی در فضای این بحث‌ها قرار داشته باشند چون علوم انسانی را بیشتر از طریق تجربی کسب کرده و بنده اطلاعی ندارم که آیا مقاله‌ای در این زمینه دارد یا خیر اما متاسفانه دردام این روش‌ها قرار گرفته است.

وی در پایان افزود: در حوادث اخیر نباید چنین گفت که انقلاب مخملی تئوری توطئه بود چون دشمنان این روش را در بسیاری از کشورها اجرا کرده‌اند اما در ایران به لطف خدا موفق نشدند ولی به هر حال من معتقدم برخی که در صف مقدم این اتفاقات بودند نیز به دنبال انقلاب مخملی بودند هر چند که این مسئله برای نظام محرز نشده باشد و با این افراد برخورد جدی نکند.