اگر شما هم ساکت باشید دیگر چه کسی حرف بزند؟
منبع: سخنرانی حجت الاسلام سیدعباس نبوی در نشست انتخاباتی جنبش عدالتخواه
در تعبیرهای امام علی (علیه السلام) دو تعبیر از قدرت آورده شده است؛ قدرت حق جو و عدالت طلب که خیر و سعادت است و قدرت برای قدرت و منفعت مادی که شرّ و شقاوت است. بسیاری از فعالان سیاسی جلسه می گذارند و بحث و بررسی می کنند تا راه های امکان دست یابی به قدرت را پیش بینی کنند. با هم وارد بحث و گفت و گو می شوند، تا شاید با همکاری همدیگر فضای جدیدی را برای کسب قدرت و کار سیاسی به دست بیاورند. تشکل های دانشجویی هم باید در این عرصه فعال باشند و البته بدانند که هدف شان از فعالیت سیاسی چیست؟
تا این جای کار و به خصوص در یک سال اخیر، جنبش عدالتخواه دانشجویی با حضور در عرصه های مختلف کارنامه ی موفقی از خود به جا گذاشته است. من از همه ی شما به افت و خیزهای کارهای دانشجویی اگاه ترم. در بیست سال اخیر یک اتهامی به نحو بسیار سنگین و تا حد زیادی مغرضانه در فضای بین المللی و سیاست جهان اسلام به نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت داده اند که گویی اقلیتی حاکمند و از پشت پرده عده ای از دانشجویان و جوانان را تحریک می کنند و در فضای عمومی عده ای را جلو می اندازند، تا کارهای مورد نظر حاکمیت را انجام بدهند، اما فضای عمومی جامعه این را نمی خواهد. به خصوص آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که آنها مشتاقان گسترده ای در فضای ایران دارند و می گویند باید برویم آن فضا را فعال کنیم. در دو دهه گذشته، فعالیت های دانشجویی وقتی می خواست انتقاد خود را معطوف به نقطه های خاصی کند، با ملاحظاتی در عرصه ی حکومت رو به رو بود و یک جاهایی نمی گذاشتند بحث های جدی مطرح بشود. مثل بحث های سیطره تکنوکرات ها بر مدیریت کشور نظیر آقای کرباسچی و به خصوص شهرداری تهران. بگذریم از این که در کشور ما، مدعیان فن سالاری و تکنوکراسی بیشتر ادم هایی اند که معمولاً تکنیک هم بلد نیستند و بیش ترین کاری که بلدند مذاکره و به هم جوش دادن است. این که صلاحیت فنی در گوشه ای داشته باشند و اظهار نظر کنند، نیست.. یک موقعی زمانی که تربیت مدرس بودم، آقای سمنانیان گفتند ساختمان دانشکده فنی و مهندسی دارد تمام می شود، برویم بازدید. دیدم سنگ کاری و کاشی کاری افتضاح آمیزی دارد، رفتیم طبقات زیر زمین، شخص مسئول توضیح می داد که سه تا الکترو موتور سه بالشتکی گذاشته ایم. همان جا حساب کردم هزینه اش ۶۰ میلیون تومان شده بود، در حالی که اگر با زمان بندی درست ۶ موتور تک بالشتکی گذاشته بودند که هم کم خرج تر است هم دیرتر خراب می شود، خرجش کم تر از ۲۰ میلیون می شد. یعنی ۴۰ میلیون تومان تعمداً اسراف کرده بودند و به جیب زده بودند.
اقدامات چند سال اخیر در مسیر فعالیت جنبش عدالتخواه، کارهای بسیار ارزنده ای بود. در بیانیه های جنبش بررسی و نقد بسیار گسترده ای در همه ی زمینه های کشور انجام شد. امروز هیچ کشوری نمی تواند به ما از نظر نقد و انتقاد و نقد جریان قدرت خرده بگیرد. الان یکی از شخصیت هایی که مورد نقد و انتقاد قرار می گیرد، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان با تمام حیثیت های دیگرشان است. این که بگویند آزادی بیان صوری است، منتفی شده است. آمریکایی ها می گفتند حد بالا و به تعبیر ریاضی وار ماکزیمم ظرفیت نظام، شعارهای دولت مردان جمعوری اسلامی ایران است. اگر کاری کنیم جریان دولت مردان وفادار به نظام کاهش پیدا کند، دیگر هیچ گاه ان شعارها وجود نخواهد داشت. در داخل کشور هم روشنفکران غربزده می گفتند سازندگی اگر سکولار شد، جامعه همراه می شود و با این نگاه به نوعی می خواستند مطرح کنند که میراث امام دورانش پایان یافته است. البته بسیاری از این حرف ها از سر واماندگی و ناچاری است. خیلی از روشن فکرها بیکارند، خیلی های دیگر هم با گرفتاری سر می کنند. اما آمریکا و غرب بر اساس بررسی و تحقیق حرف هایی می زنند که با منافعشان مرتبط است و سر و کار دارد. به خصوص سرمایه داران آمریکایی که با نظام های حسابرسی کاملا عریانی که در کشورشان وجود دارد، چون در داخل کشورشان نمی توانند غارت کنند، برای کشورهای دیگر برنامه غارت می ریزند و می بینید که برای عراق برنامه ریزی کردند و آنجا را اشغال کردند و بودجه های چند صد میلیارد دلاری را از درون آمریکا به عراق آوردند و خوردند و بعد از چند سال امروز کنگره ی امریکا حساب می کند که ۷۰۰- ۸۰۰ میلیارد دلار از بودجه مصرف شده است و صورت حساب ۱۰۰ میلیارد دلارش نیست! کجا رفته است؟
سال ۸۰-۸۱ آقای حجاریان بعد از سوء قصد که حالش بهتر شده بود، شروع کرده بود سوالات دانشجویان را پاسخ می داد. تلاش می کرد که بگوید سکولاریزاسیون با سکولاریزیشن تفاوت دارد و اولی یک مکتب بشری است، اما دومی یک فرآیند اجتناب ناپذیر در جهان امروز است! یک جوانی زیر نوشته ها پیغام زیبایی گذاشته بود. او نوشته بود این حرف هایی که شما دارید می نویسید، بعد از این همه زور زدن، آخر من نفهمیدم چه می گویید! بله روشنفکر بازی موجب سردرگکی آن جوان می شود، ولی آمریکایی ها و انگلیسی ها دنبال روشنفکر بازی نیستند و می خواهند مقدرات کشورها و به خصوص کشور ما را عوض کنند، از قضا نمی خواهند وقت شان ذره ای تلف کنند. سیاستمداران و سرمایه داران غربی عموماً در حد و قدر خودشان مزارع و ویلاها و صنایع و رسانه های متعددی را دارا هستند و می خواهند از لذایذ دنیا بهره ببرند و قدرت ها و کشورهای مانع راه خود را از پیش پای خودشان بردارند. در این سال های اخیر روشنفکران ما بحث انقطاع نسل سوم از میراث انقلاب را مطرح کردند و بساط روشنفکر بازی مفصلی هم به راه انداختند. اما آمریکایی ها و غربی ها این بحث را تبدیل به نقطه امید خود کردند و اصلاً قصد و برنامه روشنفکر بازی هم ندارند و با وجود این که شواهد و علائم انسجام و پیوستگی نسل سوم با آرمان های انقلاب برایشان روشن و ملموس است، سعی می کنند از روشنفکر بازی های روشنفکران بیکار ما ماهی بگیرند و در جهت انقطاع نسل سوم از انقلاب، یک گام هم که شده به پیش بردارند.
جریان عدالتخواهی اگر از داخل نظام صورت بگیرد، آن برنامه های آمریکایی و انگلیسی و آن بازی های روشنفکری را بی اساس می کند. همه شاهدید که اروپایی ها اگرچه در زمینه های فرهنگی مستقیم ما سرمایه گذاری نمی کند، اما نمونه هایی مثل فروشگاه بنتون برای عرضه لباس مثلا با مدل اسلامی مدرن و نظایر این ها شروع به فعالیت کردند و می خواهند از مسیر این محصول ها، بر نسل سوم تأثیر بگذارند.
دستاوردهایی که پوچ شد
در این چند سال، حرکت شما دانشجویان عدالتخواه اتهامات را از جمهوری اسلامی دور کرده و جریان نظام بین الملل را نسبت به پشتوانه نسل سوم جمهوری اسلامی ترسانده است. آن ها احساس می کنند، حاکمیت در برابر مطالبات آرمانی جوانان و دانشجویان دست پایین را دارد و مطالبات اجتماعی از حاکمیت بسیار بیش تر از ان چیزی است که حاکمیت می گوید. الآن احساس می کنند که اگر موفق شوند با بخشی از دولت پروتکل های مورد نظر خود را امضا کنند، مردم او را پایین می کشند. الان از اصلاح طلب ها هم به شدت مایوس شده اند. چون علاوه بر این که شهامت مورد تحسین نسل سومی ها را نداشتند، در معرض این هستند که با کم ترین اتفاقی که می افتد، دچار تردید و سردرگمی شوند. ریشه و مبدأ این بحث این است که آنها امید داشتند نسل سوم از نسل دوم منقطع شود ولی امروز به همت شما عزیزان این مسئله منتفی شده است.
امروز آمریکا و غربی ها مستأصل شده اند. آنها می گویند ما چند دستاورد و چند مطالعه ی امید بخش داشته ایم که از تمام آنها دستاوردها و نتایج متضاد بیرون آمده است! اول این که نظام جمهوری اسلامی در سامان دادن به نظام تعلیم و تربیت متناسب با اهدا ف و آرمان های خود موفق نبوده است. دستاورد دوم این که جمهوری اسلامی نسبت به حل مشکلات روزمره و عام تر جامعه نیز دچار مشکل بسیار زیادی است. تورم و… بحث سوم مسئله جهانی شدن و ارتباطات ماهواره ای و اینترنتی و جهانی است. خروجی چنین مجموعه ای قاعدتاً باید اعتقادی به میراث امام نداشته باشد و آماده همگرایی با روند جوامع غربی باشد. اما در این که نتیجه کاملاً به عکس شده و نسل سوم را نسلی آرمانخواه و عدالتخواه می بینند، کاملاً سر در گم شده اند. آری غربیها ارزش آرمان ها و فضایل علوی و میراث امام خمینی را نمی دانند و نفوذ عمیق و پایدار آن را درک نمی کنند.
البته ما معتقدیم مدیران کشور باید با نسل سوم برخورد صحیح و هوشیارانه داشته باشند و حتی کج روی های برخی از آنان را تحمل کنند و عمدتاً مسیر ارشادی در پیش بگیرند و لذا در برابر هر حرکت انحرافی کوچکی، استفاده از برخوردهای امنیتی و قضایی غلط است. ما باید در درون خودمان هم چنان از مدل لقمانی در طول تاریخ استفاده کنیم. امروز با وجود مطالعات گسترده در موضوعات سیاسی، باز هم عهدنامه امام علی(ع) به مالک اشتر سرآمد است و همان عهدنامه ی مالک اشتر برای منشور حکومتی ما بس است. همه باید به این باور برسیم که آموزه های فطری دین اسلام خود را با قدرت بیشتر و فضای بیشتر بازسازی می کند و نیازی به تکیه زدن بر ابزارهای امنیتی و قضایی ندارد.
ضرورت درک جایگاه نسلی
من در دوره ی دانشجویی ام از ۱۷ سالگی تا ۲۳ سالگی فعال مستقیم بودم. صد و خورده ای تشکل دانشجویی در دانشگاه ها داشتیم و مجموعه ی شوراهای تشکل های مان چندصدنفره بود. من به خود آگاه بودن نسبت به مسیر فعالیت مان خیلی توجه می کردم و لذا روی بیانیه ها خیلی کار می کردیم. من به این خوداگاهی بسیار توجه داشتم، در حالی که بسیاری از دوستان دانشجوی ما خیال می کردند که فعالیت های ما یک موج است. توصیه می کنم به نقش تاریخی ای که ایفا می کنید، خیلی توجه کنید.
شما جنبش دانشجویی عدالتخواه هستید و لذا باید به مسئله عمیق نگاه کنید و از ساده نگری در عدالت خواهی بیرون بیایید. عدالتخواهی در عرصه عمومی مسیری دشوار و صعب الحصول است و در زندگی خصوصی یکایک افراد جامعه، جهاد اکبری تمام نشدنی است. آن چه ما تا کنون از عدالتخواهی داشته ایم و داریم، در حد دین ورزی های عامیانه باقی مانده است و تازه راه را آغاز کرده ایم. ما تا عدالتخواهی حقیقی مورد نظر اسلام برسیم خیلی فاصله داریم.
بی معنایی اقتصاد اسلامی منهای اخلاق اسلامی
امام و شهید مطهری تاکید کرده اند که اقتصاد اسلامی منهای اخلاق اسلامی بی معناست و وجود خارجی ندارد. حالا بگذاید نمونه بدهم. منطق اقتصاد گلادیاتوری و حیوانی این طور اقتضا می کند، آن کارگری که کارهای سخت و خطرناک را برای تأمین منافع مادی ما انجام می دهد، وقتی کار او تمام شد، پیامی به او بدهیم و بگوییم که دیگر به تو احتیاجی نداریم. در ضمن کار هم اگر حادثه ای برای او پیش آمد، از خود سلب مسئولیت کنیم. اما منطق اقتصاد در اسلام کاملاً بر خلاف این منطق گلادیاتوری است و لذا امروزه شاهدیم اگر انسان در فعالیت اقتصادی خود کارهایی را که علائم اولیه ی مسلمانی است انجام بدهد، مردم تعجب می کنند و فکر می کنند که رایحه ی انبیا آمده است. متأسفانه امروزه نظام ساز و کار زندگی اقتصادی ما آلوده و همراه با تحریف فراوان است و خیلی ها افراد جانماز آب می کشند تا خودشان را تطهیر کنند.
در جوامع کنونی، دولت ها ۱۰-۱۵ درصد خواسته های جامعه را هم نمی توانند انجام بدهند. لذا باید به سراغ عرصه های اجتماعی و عرصه ی عمومی برویم. تفکر ما نباید مثل هگل که دولت را خدای اجتماعی می دانست باشد. باید نسبت به مسیری که طی می کنیم متوجه باشیم.
وظیفه یک تشکل دانشجویی
وظیفه یک تشکل دانشجویی مثل جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم نیست. شما باید حضور فعال داشته باشید و به صورت مشروط از نامزد مورد نظرتان حمایت کنید. اگر شما هم ساکت باشید دیگر چه کسی حرف بزند؟ باید از حضور بعضی اشخاص در کابینه سوال کرد، باید گفت طی کردن بعضی مسیرها با عدالتخواهی سازگار نیست. و …شاید در آینده وقتی وارد فضای شغلی بشوید، از خودتان عبور کنید. اما در حال حاضر باید گفتمان رهبری و علوی را خواست و بعد افراد را با آن محک بزنیم. آن موقع خواهیم توانست به وظیفه اصلی عمل کنیم و بحث های جریان ها هم شسته رفته تر خواهد بود.
منبع: عدالتخواهی
ویژه نامه 9 دی سایت عصر انتظار
