تقدیم به همه ی جانبازان شیمیایی به خصوص شهید غریب ومظلوم حاج احمد پاریاب ************************************* گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند مرگ تدری... ادامه مطلب
«سیدعلی اقبالی دوگاهه» هفتم مهرماه ۱۳۲۸ در محله دوگاهه پایینبازار رودبار در خانوادهای مذهبی و متدین به دنیا آمد. وی پس از گذراندن دوران کودکی برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دبیرستان ام... ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، سرهنگ خلبان جانباز «ایرج میرزایی» از خلبانان آزمایشی شکاری کبرا در پایگاه هوانیروز کرمانشاه است که از سال 1352 به استخدام هوانیروز در آ... ادامه مطلب
روایتی از فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن اب طالب (ع) شهید مهدی زین الدین از زبان حاج ‘علی ایرانی’ برگرفته از کتاب «افلاکی خاکی» نوشته ‘علی بهشتی پور’ و ‘محمد خامه یار'... ادامه مطلب
صیاد شیرازی در سال 1362 من و همسرم را به منزلشان دعوت کردند و یک برنامه منظم و خاصی را برای پذیرایی از ما اعلام کردند. ابتدا در تماس تلفنی به من گفت: “آقای آراسته اذان مغرب و عشا حدود... ادامه مطلب
همسر شهید علی صیاد شیرازی: شهید صیاد شیرازی تأکید می کرد که هر کاری را با وضو انجام بدهیم چرا که در آن صورت چنین کاری باعث رضای حضرت حق است، هر بار که وضوی خود را تازه می کرد با خنده می گفت:... ادامه مطلب
خانم زهرا(س) گفت: با بچه من چه کار داری؟ من یکی وقتی سر چند شماره از مجله سوره نامه تندی به سید نوشتم که یعنی من رفتم و راهی خانه شدم. حالم خیلی خراب بود. حسابی شاکی بودم. پلک که روی هم گذاش... ادامه مطلب
حجت ملكي از دوستان صميمي شهيد هسته اي كشور مصطفي احمدي روشن لحظاتي به گفتگو نشسته است تا با گفتن جملاتي كوتاه درباره يار سفر كرده اش، چند قدمي ما را به شناخت شخصيت او نزديك تر كند: سالي كه غ... ادامه مطلب
خانوادۀ باکری دارای سه شهید به نام های علی، حمید و مهدی است. اجساد این سه برادر بعد از شهادت، پیدا نمی شود و هر سه بدون قبر هستند. علی، دانشجوی تبریز است که توسط رژیم شاه اعدام می شود، جسد و... ادامه مطلب
روز دوم بمباران شيميايي شهر حلبچه ، امداد گران براي کمک به مجروحان بومي به تک تک خانه ها سر مي زدند و مجروحان شيميايي را اعم از پير و جوان و زن و مرد و .. به اورژانس مي آوردند و پس از مداوا... ادامه مطلب
در عمليات والفجر 10 که هواپيماهاي عراقي شهر حلبچه را بمباران شيميايي کردند ، مردم شهر در کوه و دشت آواره شده بودند و پناه و پناهگاهي مي جستند .نيروهاي امداد سخت مشغول انتقال مجروحين شيميايي... ادامه مطلب
بيمارستان صحرايي خاتم الانبياء در منطق عملياتي خيبر آماده مداواي مجروحين بود . با شروع عمليات خيبر همه در تکاپو و فعاليت بودند ، در اين ميان پزشک جراحي توجه مرا جلب کرد ، او بدون احساس خستگي... ادامه مطلب
عملیات با نبرد سنگین دو طرف همچنان ادامه داشت ، پست امداد ما در کنار آبهای هور بر پا گردیده بود ، در آن لحظه مشغول مداوای مجروحین بودم . تعدادی مجروح را به داخل پست امدادی آوردند ، سریعا آما... ادامه مطلب
در يكي از يادداشت هايش نوشته بود: وقتي با قطار عازم جبهه بودم، در عالم رويا دو نفر را ديدم كه يكي از آنان لباس فرم (سپاه) پوشيده بود و ديگري به من اشاره كرد و گفت: آن آقا، امام حسين (ع) است... ادامه مطلب
قبل از حملۀ عراق به خاك كشورمان من با جناب ياسيني در پايگاه بوشهر در يك گردان بوديم . وي در آن زمان در زدن موشك « ماوريك » تبحر فوق العاده اي داشت ، به طوري كه با درجۀ سرواني به عنوان معلم خ... ادامه مطلب