موضوعات
12 11 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1
متوسل شدن به حضرت زهرا (س) در عملیات شناسایی

چند شب پیش از عملیات، شهید احمد جولاییان همراه با یکی از دوستانش برای انجام آخرین شناسایی به محور دشمن رفته بود. درست در همان محوری که قرار بود امشب در آن عملیات اجرا شود، در حالی که نهر ابوعقاب پر از موانع بود، احمد و دوستانش خیلی آرام و با احتیاط وارد نهر شدند و به هر زحمتی که بود از موانع گذر کردند و خود را به عمق دشمن رساندند.

سنگرهای کمین عراقی‌ها را شناسایی کردند و پس از شناسایی کامل در حال برگشت، هر دو در سیم‌های خاردار و لابه‌لای موانع گیر کردند. اسلحه کلاشی که پشت سرشان بود و برای احتیاط برده بودند،‌ طوری در سیم‌های خاردار گیر کرده بود که حتی نمی‌توانستند تکان بخورند. در آن ساعت، آب جزر شده بود، با دشمن نیز بیش از چند متر فاصله نداشتند. هر قدر تلاش کردند که خود را رها کنند، نتوانستند. دریافتند که لحظه موعود فرا رسید، راه بازگشتی نیست. در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، یکدیگر را در آغوش گرفتند و حلالیت طلبیدند.

آن روزها ایام فاطمیه بود، به حضرت زهرا(س) متوسل شدند. دوست احمد به هر زحمتی از شر سیم‌های خاردار نجات پیدا کرد اما وضعیت احمد، بسیار دشوارتر بود و امکان رهایی او وجود نداشت. از احمد خداحافظی کرد و به سوی نیروهای خودی برگشت. احمد تصمیم گرفت هر طور شده از این گرفتاری نجات پیدا کند، چون اگر اسیر می‌شد، ممکن بود زیر شکنجه و شلاق، حرف بزند و عملیات لو برود. دوست احمد در حالی که به عقب برمی‌گشت، احساس کرد چیزی به سرعت به طرفش می‌آید. با خود گفت: «بدبخت شدم! عراقی‌ها هستند! حتما احمد را گرفته‌اند و حالا به طرف من می‌آیند».

به زیر آب رفت، تا او را نبینند. وقتی آهسته از زیر آب بیرون آمد، کسی به طرف او می آمد .خطاب به او فریاد می‌زند: «قف! لاتحرکوا! (ایست! بی‌حرکت!)»

احمد خود را در آغوش او انداخت و هر دو ‌چند دقیقه با صدای بلند گریستند. پرسید: «احمد! چطوری نجات پیدا کردی؟»

ـ «نمی‌دانم چه شد! هر قدر تلاش کردم که خودم را از شر سیم‌های خاردار خلاص کنم، نتوانستم. وضعیتم لحظه به لحظه بدتر می‌شد. نمی‌دانستم چه بکنم. موانع در حال تکان خوردن و بسیار خطرناک بود،‌ چون توجه دشمن را به سمت من جلب می‌کرد. از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه ـ علیهم السلام ـ متوسل شدم. یکی یکی سراغ آنها رفتم. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه(س) دراز کردم و با تمام وجودم از ایشان خواستم که نجاتم بدهند. گریه کردم. دعا کردم. در همین حال احساس کردم یکی پشت لباسم را گرفت، مرا بلند کرد و در آب اروند پرتم کرد. آن حالت را در هشیاری کامل احساس کردم».

احمد این ماجرا را برای دوستش تعریف کرد، او را قسم داده بود که تا زنده است، آن را برای کسی بازگو نکند.

برگرف

نظر شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>


وي‍‍ژه نامه 9 دي
طرح تلاوت همگانی قرآن کریم
حامیان

پایگاه تخصصی معارف حضرت صاحب الزمان علیه السلام وبسایت سرباز مهدی قائم(عج)

----------

 

برای تبادل نشان، نشان ما را داخل سایت خود قرار داده و اطلاعات سایت خود را از طریق فرم تماس با ما، برای ما ارسال نمایید.

فروشگاه عصر انتظار افتتاح شد

به یاری خداوند متعال، فروشگاه سایت عصر انتظار بدون در نظر داشتن انتفاع مالی و جهت سهولت در دسترسی کاربران به محتوای سایت راه اندازی شد. در این فروشگاه تمام محصولات با قیمت تمام شده عرضه می گردد.

فروشگاه

مجموعه کامل تصاویر لایه باز موجود در سایت

اعلانات

هوالمحبوب

-----

امام خامنه ای

امام خامنه ای:

-----

«امروز وظايف حوزه هاي علميه با گذشته تفاوت هاي زيادي كرده است. حوزه هاي علميه فقط براي اقامه جماعت نيست. منبر رفتن به صورت سنّتي هم اگر محتواي عالي و پر مغزي نداشته باشد، كافي نيست. امروز ببينيد وسايل تبليغ در دنيا چقدر متنوع شده؛ اين طرف دنيا يك نفر جوان پاي يك دستگاه كوچك مي نشيند و افكار، تصورات، تخيلات، پيشنهادهاي فكري و پيشنهادهاي عملي را از سوي هر كسي - بلكه هر نا كسي - از آن طرف دنيا دريافت مي كند. امروز اينترنت و ماهواره و وسايل ارتباطي بسيار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جاي دنيا مي رسد. ميدان افكار مردم و مؤمنين، عرصه كارزار تفكرات گوناگون است. امروز ما در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقي فكري قرار داريم. اين كارزار فكري به هيچ وجه به زيان ما نيست؛ به سود ماست. اگر وارد اين ميدان بشويم و آنچه را كه نياز ماست - از مهمات تفكر اسلامي و انبارهاي معارف الهي و اسلامي - بيرون بكشيم و صرف كنيم، قطعاً بُرد با ماست؛ ليكن مسأله اين است كه ما بايد اين كار را بكنيم».

-----

بیانات معظم له در جمع طلاّب كرمان (11 / 2 / 1384)

صد خاطره از امام خامنه ای

بیش از صد خاطره خواندنی از امام خامنه ای

تبلیغات

تبلیغات

تازه ترین عناوین
آخرین نظرات شما
نشان ما